به شوهر خود خواسته هایتان را بگویید

بعضی ها تصور می کنند که اگر خواسته هایشان را مطرح کنند، طرف مقابل آنها را فردی سلطه جو فرض میکند و همیشه تصوراتی از این قبیل را در ذهن خود می پرورانند: “چه کنم اگر از او درخواست کردم اما او موافقت نکرد؟” اما من و تمام افرادی که با من کار می کنند به این نتیجه رسیده ایم که درخواست ها باید کاملا واضح مطرح شوند

خواسته خود را بگویید

 

انتظار دارید حالا سالی یکبار هم که شده شوهرتان شام را آماده کند؟ می خواهید به شما کمک کند، تا زمانی برای خودتان داشته باشید؟ این موارد توقعات زیادی نیستند؛ اما چرا هنگامیکه زمان بیان آنها فرا می رسد، احساس می کنیم که باید کار دشواری را انجام دهیم؟ در این قسمت از گفته های شیوای دکتر سوزان کمپل در کتاب خود با نام “افشای حقیقت: ۷رمز ارتباط صحیح و موفق” را برای شما بیان می کنیم. با خواندن این مقاله متوجه می شوید که مدعی بودن و درخواست کردن آنقدرها هم که ما تصور می کنیم دشوار نیست.

چرا نیازهایمان را به زبان نمی آوریم؟
بعضی ها تصور می کنند که اگر خواست هایشان را مطرح کنند، طرف مقابل آنها را فردی سلطه جو فرض میکند و همیشه تصوراتی از این قبیل را در ذهن خود میپرورانند: “چه کنم اگر از او درخواست کردم اما او موافقت نکرد؟” اما من و تمام افرادی که با من کار می کنند به این نتیجه رسیده ایم که درخواست ها باید کاملا واضح مطرح شوند تا احساسات فرد مقابل را جریحه دار نکنند. شاید هیچ گاه طوری رفتار نکنید که اگر چیزی را که می خواهید برایتان فراهم نسازند، آنگاه این کار برایشان گران تمام می شود. هنگام درخواست کردن باید خود را در یک موقعیت عاشقانه قرار دهید. با این کار معمولا نتیجه مثبت می گیرید. اما اگر نیازهای خود را به طور متجاوزانه و تسلط جویانه بیان کنید، او احساس ترس کرده و بر طبق نظر شما عمل نمی کند.

البته مواردی هم وجود دارند که شما در آن نیت خود را کاملا مناسب بیان می کنید، اما با این وجود فرد مقابل پاسخ منفی به شما می دهد. اجازه دهید داستان شخصی به نام سارا را برای شما تعریف کنم. او در حدود ۶ ماه بود که با مردی به نام رامین نامزد کرده بود. رامین به او گفته بود که دوران کودکی خوبی نداشته و همیشه تحت سلطه دیگران بوده به همین دلیل او نسبت به این قضیه حساس شده و تلاش می کند که دیگران بر او تسلط پیدا نکنند. سارا از طریق انجام آزمایش های بسیار زیاد به نتیجه خوبی رسید. او بعد از اینکه چیزی از رامین درخواست می کرد، سریعا کلیه رفتارهای او را چک می کرد و اگر متوجه امر مشکوکی می شد، فورا موضوع بحث را تغییر می داد.

خود من نیز از این کشف بزرگ در زندگی شخصی ام استفاده کردم و خوشبختانه به نتایج مثبت دست پیدا کردم. با محل کار همسرم تماس گرفتم تا به او بگویم شب کمی زودتر به خانه بیاید تا بتوانیم شام را با هم صرف کنیم و یک شب طولانی و عاشقانه را با هم داشته باشیم. تمام تلاشم را به کار گرفته بودم تا گفته هایم سلطه جویانه نباشد و کاملا باز با قضیه بر خورد کنم. هر کاری که می کردم نمی توانستم فکرم را متمرکز کنم و دائما به یاد تجربه های تلخ گذشته می افتادم: همسرم همیشه به من می گفت درخواست هایم خودخواهانه هستند و قصد کنترل کردن او را دارم و تمام مدت در حال زور گفتن هستم. به همین دلیل در اکثر موارد او نه تنها زودتر به خانه نمی آمد، بلکه از روزهای عادی هم بیشتر در محل کار خود می ماند، تنها به این دلیل که می خواست ثابت کند “آزاد است.” زمانی که می خواستم این درخواست را مجددا تکرار کنم ترس و وحشت تمام وجودم را فراگرفته بود. سعی می کردم منظور خود را کاملا واضح بیان کنم تا جای هیچ گونه شک و شبهه ای باقی نماند. به او گفتم “می خواستم خواهش کنم امشب کمی زودتر به خانه بیایی، البته الان که دارم اینو می گم واقعا وحشت دارم که ازت جواب منفی بشنوم.” بعد هم نظر او را در مورد درخواست خودم جویا شدم “آیا فکر می کنی می خواهم تو را تحت سلطه خودم در آورم؟” آیا او احساس می کرد که باید از خود مقاومت نشان دهد؟ در این لحظه بود که ساکت شدم و منتظر شدم تا جواب او را بشنوم.

نباید چیزی بخواهم
بسیاری از افراد تنها به این دلیل که تصور می کنند “اگر او مرا دوست دارد؛ پس باید بداند که چه می خواهم” از درخواست نیازهای خود کوتاهی می کنند. آنها فکر می کنند که طرف مقابلشان باید بدون اینکه آنها هیچ گونه در خواستی داشته باشند به اندازه کافی به آنها اهمیت بدهد و آنها را به خوبی بشناسد تا بتواند نیازهایشان را براورده سازد. برای این دسته از افراد درخواست کردن به این معناست که اعتراف می کنند شریک زندگی شان به اندازه کافی آنها را دوست نمی دارد و با خود می گویند: “اگر چیزی را که می خواهم به زبان آورم دیگرم برایم هیچ ارزشی نخواهد داشت” و یا “اگر می خواهد ممنون او شوم دیگر نباید از من سوال بپرسد که چه کاری را دوست دارم.” رفتار کردن بر طبق این طرز فکر اشتباه تنها سدی است در راه رسیدن به نیازها و خواست هایتان. زمانی که باور شما چنین باشد بالطبع درخواست زیادی از همسر خود نمی کنید، به همین دلیل اکثر مواقع از ارتباط خود ناراضی هستید. با پیش گرفتن این استراتژی تدافعی شما از بدست آوردن قابلیت انعطاف پذیری وامانده و اعتماد به نفس خود را نیز از دست می دهید. فقط بخواهید؛ اصلا مهم نیست که عکس العمل دیگران در مقابل شما چگونه خواهد بود.

شما که نمی توانید پاسخ فرد مقابل را از قبل پیش بینی کنید پس ریسک کنید و در خواست های خود را مطرح کنید، تازه اگر طرف مقابل برای شما ارزش قائل باشد و به شما اهمیت بدهد، شما یک عمل زیرکانه انجام داده اید و مطمئنا به نتیجه مطلوب خواهید رسید. در هر حالتی (چه پاسخ مثبت باشد و چه منفی) شما چیزی را از دست نداده اید، چرا که روح خود را به سمت ناشناخته هاگشوده اید و با این کار صرفا اعتماد به نفس خود را افزایش داده اید و از شر آن دیدگاههای کهنه و منسوخ قبلی خود نیز راحت می شوید.

انواع نیازها
نیازها در افراد مختلف متفاوت است. بعضی ها خواستار ارتباط و توجه بیشتر هستند، عده ای از ازدیاد رابطه به تنگ آمده اند و می خواهند تا حدی از میزان رابطه بکاهند، جمعی از افراد کمک و یاری فرد مقابل را می طلبند (کمک در اتمام پروژه) و درخواست های دیگری از قبیل” فقط به من گوش کن و تعمیر اون دستگاه را بگذار برای یک وقت دیگر” یا “وقت بیشتری به من اختصاص بده” (یا ارتباط). البته در زمان بیان کردن نیازهایتان اضافه کردن این عبارت را فراموش نکنید “نمی خواهم که همین الان به من جواب بدهی”

پاسخ آنی معمولا به صورت نوعی اعمال زور به نظر می رسد. با شنیدن “من در حال حاضر امادگی جوابگویی به این نیاز را ندارم” ناراحت نشوید و به آنها زمان بدهید تا تصمیمی نهایی خود را با فکر و تعقل اتخاذ کنند.

معمولا افرادی که نمی خواهند ارتباط تنگاتنگی را برقرار کنند با افرادی جفت می شوند که نیازمند برقراری ارتباطات صمیمانه هستند. هر یک از نیازها در جای خود ارزشمند بوده و قابل احترام می باشند. به شخصی که ارتباط زیادی طلب نمی کند باید به اندازه همان فردی که رابطه زیادی می خواهد، فضا داده شود.

پاسخ های شرطی
در پاسخ به نیازهای همسرتان، می توانید جوابهایی از قبیل: بله، خیر، شاید، الان نه، اگر تو آنرا انجام دهی من هم اینکار را قبول می کنم، بدهید. به خودتان این جرات را بدهید که در قبال درخواست های دیگران، نیازهای خودتان را مطرح کنید (البته اگر درخواست شما درست و اصیل باشد.) به طور مثال اگر شریک زندگیتان از شما خواست که در مورد بحث و مشاجره اخیری که با یکدیگر داشتید به گفتگو بنشینید و شما هم هیچ گونه تمایلی به انجام این کار نداشتید، در پاسخ بگویید: “من درخواست تو را شنیدم اما خودم هم می خواهم کمی زودتر بخوابم، پس اگر موافق باشی امشب بحث را به ۲۰ دقیقه محدود کنیم و ادامه آنرا به زمان دیگری موکول کنیم.” همانطور که می بینید پاسخ شما نوعی بله شرطی می باشد. “من نیاز تو را برآورده می سازم، اگر تو به نیاز من پاسخ مثبت دهی.” بعضی از افراد بله های شرطی را دوست ندارند زیرا تصور می کنند که این کار خیلی رسمی است و باعث می شود که ارتباط آنها شکل مذاکره به خود گیرد. اما در هر ارتباطی برای این نوع مبادله ها فضا وجود دارد. اگر شما برای برآوردن نیازهای او تلاش می کنید بد نیست که او هم گاهی اوقات کار مشابه را در مورد شما انجام دهد.

اشتراک:


نظر خود را بیان کنید