اس ام اس اعترافات خنده دار فیسبوک

zx

اعتراف میکنم مامانم یه بسته دستمال توالت معطرگرفته ،بوش از عطر ۱۰۰ تومنی من بهتره !!!!
اصن ادم میره دسشویی دلش نمیخواد بیاد بیرون!!!
هیچی دیگه تصمیم گرفتم بجای عطر و ادکلن ۲تا از این دستمالا بذارم تو جیبم برم بیرون!
خخخخخخ… :))))

:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:

…::: اس ام اس و پیامک اعتراف می کنم … :::…

:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:

دختر عمم اعتراف میکنه وقتی راهنمایی بوده مدرسشون دو خیابون با
دانشگاه فاصله داشته اینم وقتی با تاکسی میرفته دم دانشگاه پیاده میشده که همه فک کنن این دانشجوO_0

:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:

…::: اس ام اس و پیامک اعتراف می کنم … :::…

:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:

اعتراف می کنم من تایازده سالگی با اسباب بازی توی گل و شن بازی میکردم به طرز ناباوری رتبه اول کلاس بودم و هر روز بخاطر بچه بازیام مثل خر کتک میخوردم ولی بازم هر روز به بهانه های عجیب و غریب(مثلا یکیشون:برم تو باغچه درس بخونم)و مثل اسب کتاب بر میداشتم میرفتم و این داستان ادمه دارد…

:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:

…::: اس ام اس و پیامک اعتراف می کنم … :::…

:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:

اعتراف می کنم بچه که بودم وقتی می دیدم دارن فیلم می گیرن
زود می رفتم چشمم رو می ذاشتم جلو لنز دوربین بعد می گفتم
امواج چشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
می خواستم مردم هیبنوتیزم بشن
ولی حیف نمی شدن

:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:

…::: اس ام اس و پیامک اعتراف می کنم … :::…

:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:

اعتراف میکنم من اون کسی هستم که تو خوابگاه خیر سرم خواستم هم اتاقی هام سورپرایز کنم اومدم براشون شیر موز داغ کردم دادم خوردن…………اقا من شرمنده ام معذرت میخوام…………….. در ادامه باید بگم دوست اسگل تر من هم همون شیر موز داغ را با قند خورد تازه بعد هم میگه به نظرتون این قندها یه کم زیادی شیرین نیست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:

…::: اس ام اس و پیامک اعتراف می کنم … :::…

:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:

اعتراف میییییکنم .
بچه که بودم .
وقتی فیلم خارجی نشون میداد میرفتم از بالا به خط زیر تلوزیون نگا میکردم تاشاید ما بقی خانومه رو ببینم
گودزیلایی بودم واس خودم .

:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:

…::: اس ام اس و پیامک اعتراف می کنم … :::…

:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:

اعتراف میکنم…









که بچه بودم فکر میکردم شورت پوشک بزرگتراس! D:

:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:

…::: اس ام اس و پیامک اعتراف می کنم … :::…

:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:

اعتراف میکنم هر وقت با هدفون آهتگ گوش میکنم اگه صداش بلند باشه هدفونو میزارم تو گوش گودزیلای خونمون بعدش تیز میشم ببینم صداش میاد یا نه

:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:

…::: اس ام اس و پیامک اعتراف می کنم … :::…

:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:

اعتراف میکنم
حدود ۵ سالم بود میرفتم مهد کودک…پسرای مهدمون خیلی خود نمایی میکردن و همش رو دستاشون میموندن یا پروانه میرفتن منم ی روز خواسم حالشونو بگیرم و بگم منم بلدم و اینا…شیرجه زدم ک رو دسام وایسم و پروانه بزنم که یهو با مخ اومدم رو زمین… 😐
چشتون روز بد نبینه آدم بود ک میخندید و من بدبخت نمیدونستم چیکار کنم…
الانم ک یادش میوفتم اشک تو چشام حلقه میزنه… 😐

:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:

…::: اس ام اس و پیامک اعتراف می کنم … :::…

:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:

اعتراف می کنم کلاس پنجم ابتدایی که بودم ؛یه باربابام قرانابهم دادوگفت ببینم تواین مدرسه چی یاذتون دادن بخون ببینم باباجون این جانب هم بعدازکمی مکث ویک نگاه عاقل اندرسفیه به پدرگرامی برگشتم گفتم بابا این که قران کریمه ؛مگه نمی دونی به ماتومدرسه قران مجیدیادمیدن !!! یعنی به نظرشماباهمچین جوونای مومنی دین اسلام جون دوباره ای نمیگیره؛؛عایا! همچین نابغه ای لایک نمیخوادعایا

:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:

…::: اس ام اس و پیامک اعتراف می کنم … :::…

:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:

آقا و خانم من اعتراف میکنم وقتی بچه بودم و مهمون می اومد واسمون چشمامو میبستم که دیده نشم!!
ای خدا..همیشه مهمون شاد کن بودم:-)

:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:

…::: اس ام اس و پیامک اعتراف می کنم … :::…

:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:

اعتراف میکنم امروز داشتم به مشکلاتم میخندیدم
.
.
.
مشکلات اومد زد تو گوشم
گفت
مگه من باهات شوخی دارم بچه
اصلا جنبه نداشت

:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:

…::: اس ام اس و پیامک اعتراف می کنم … :::…

:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:

اعتراف میکنم بچه ک بودم مامانم به علت کمبود جا لباسارو روی بخاری خوش میکرد منم عرق ک میکردم میرفتم سرمو رو بخاری نگه میداشتم بما مامانم میگفتم
اهههههه مامان چرا این ابای صورتم خشک نمیشه اخه؟؟؟
اصن تیزهوش مملکت بمن میگن

:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:

…::: اس ام اس و پیامک اعتراف می کنم … :::…

:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:

اعتراف میکنم یه بار صبح خیلی دیر از خواب بیدار شدم ..
عجله ای مانتو پوشیدم و ازخونه زدم بیرون منتظر بودم دوستم بیاد با هم بریم مدرسه … دیدم پسر همسایمون که داشت میرفت سر کار یه جوری نگام میکنه ماهم با کلی غمپز و قر و افاده سرمون رو برگردوندیم که چشمتون روز بد نبینه دیدم دامن و دمپایی پامه…
هنوز بعد دوسال هر وقت طرفو میبینم محو شدن تو افق جواب نمیده از خجالت میخوام تجزیه بشم

:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:

…::: اس ام اس و پیامک اعتراف می کنم … :::…

:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:_:

اشتراک:


نظر خود را بیان کنید